• FMEA در يک جمله! •

هميشه وقتی گند می‌زنيم که يادمون می‌ره «چيزايی که نمی‌دونيم خيلی بيش‌تر از چيزايی هستن که می‌دونيم».

  
ایمان، ساعت ِ ٩:۳٧ ‎ب.ظ.، روز ِ شنبه ۳٠ مهر ۱۳۸٤
تگ‌ها:


• Redeemed •

وقتی نگاه‌ها گره می‌خورد
ديگر تفاوت چی‌ست؟
من از گردی ِ زمين می‌گويم
و او از قانون ِ جاذبه.

  
ایمان، ساعت ِ ۱۱:۳٤ ‎ب.ظ.، روز ِ سه‌شنبه ٢٦ مهر ۱۳۸٤
تگ‌ها:


• ...If I Could Tell You •

حق داری اگه فکر کنی آدم ِ مزخرفی هستم. کاملاً حق داری اگه فکر کنی من بدجوری عوض شدم. حتا اگه بگی من يه دروغ‌گوی ِ عوضی هستم، باز هم می‌گم حق داری. اما اين‌ها هيچ‌کدوم به اين معنی نيست که من نمی‌تونم خوب باشم... نه، اصلاً به اين معنی نيست...

  
ایمان، ساعت ِ ۱۱:۳٩ ‎ب.ظ.، روز ِ یکشنبه ٢٤ مهر ۱۳۸٤
تگ‌ها:


• انتخاب •

بعضی‌ها فکر می‌کنن مجبورند، پس مجبورند. بعضی‌ها هم فکر می‌کنن مختارند، پس مختارند. نزاع بر سر ِ «جبر» و «اختيار» بيهوده‌ست. خدا «انتخاب» بين ِ اين دو رو به عهده‌ی ِ خودمون گذاشته.

“All we are, is the result of what we have thought. The mind is everything. What we think, we become.” -- Buddha

(عکس: صحنه‌ای از فيلم ِ سکس و فلسفه، از محسن مخملباف)

  
ایمان، ساعت ِ ٥:٤٥ ‎ب.ظ.، روز ِ پنجشنبه ٢۱ مهر ۱۳۸٤
تگ‌ها:


• من رفته‌ام •

من از این‌جا رفته‌ام
کجا را می‌خواهید آقا!؟

از پاگرد

  
ایمان، ساعت ِ ٥:۱۸ ‎ب.ظ.، روز ِ پنجشنبه ۱٤ مهر ۱۳۸٤
تگ‌ها:


• هنرمندانی که حرف از عشق می‌زنند يک مشت آدم ِ علاف ِ مبتذل هستند! •

نه شعرهای ِ احمد شاملو، نه فيلم‌های ِ کريستف کيشلفسکی، نه رمان‌های ِ پائولو کوئليو، نه ترانه‌های ِ کريس دی‌برگ، هيچ کدوم به يه لحظه رابطه‌ی ِ عاشقانه نمی‌ارزند. همه‌شون خودشون رو کشتند تا عشق رو به ما بفهمونن. تو همه‌ی ِ اين‌ها رو خوندی و ديدی و گوش کردی، و بعد به من گفتی «عشق، دوستی رو به ابتذال می‌کشه.» خيلی جالبه! تو بشريت ِ بشر رو به همين راحتی زير ِ سؤال بردی!

  
ایمان، ساعت ِ ۱۱:٢٤ ‎ب.ظ.، روز ِ دوشنبه ۱۱ مهر ۱۳۸٤
تگ‌ها:


• Bullshit •

«هدف از عشق، ازدواج است.»

اين جمله بزرگ‌ترين دروغ ِ دنياست.

  
ایمان، ساعت ِ ۱٠:٥٥ ‎ب.ظ.، روز ِ دوشنبه ۱۱ مهر ۱۳۸٤
تگ‌ها:


• When the destiny comes out of nowhere •

دقيقاً وقتی احساس می‌کنی «معنا» از زندگی‌ت گرفته شده، ناباورانه شاهد ِ ورود ِ يه معنای ِ جديد به زندگی هستی. نمی‌دونم اين جمله از کيه:

«حرکت در يک جهت ِ جديد به شما کمک می‌کند تا اهداف ِ جديد پيدا کنيد.»

اما می‌دونم کسی که اين حرف رو زده درک ِ عميقی از «زندگی» داشته.

برای ِ چندمين بار «حضور ِ ناب» رو حس کردم. به وضوح ديدم که چه‌طور آدم‌های ِ مختلف همه تبديل به ابزارهايی می‌شن برای ِ هدايت. معنای ِ «معنای ِ زندگی» رو به‌تر درک کردم.

هدايت شدن توسط ِ اين موجود ِ حکيم بزرگ‌ترين افتخاريه که می‌شه تو اين جهان کسب کرد.

  
ایمان، ساعت ِ ٩:٢٠ ‎ب.ظ.، روز ِ چهارشنبه ٦ مهر ۱۳۸٤
تگ‌ها: