• اعتراف •

در پی‌ات بوده‌ام
ـــ نه اين يکی-دو ماه ـــ
يک عمر را
به خطا.
من هميشه اشتباه می‌گرفتم:
يکی را به جای ِ تو دوست داشتم
با ديگری به جای ِ تو رقصيدم.
وزش ِ باد
معشوقه‌هايم را می‌بُرد.
تو که آمدی
گفتی ”دوستت می‌دارم“
و قاعده ديگر شد.

پی‌نوشت: دو سطر ِ آخر وام‌گرفته از اين شعر ِ احمد شاملوست.

  
ایمان، ساعت ِ ٦:٤۱ ‎ق.ظ.، روز ِ پنجشنبه ۳۱ فروردین ۱۳۸٥
تگ‌ها:


• بهارانه •

تقديم به «آب و باران»

حرف‌هات يه حس ِ خوبی داره، جاری می‌شه تو وجود ِ آدم، برگ‌های ِ نو رو تنم سبز می‌کنه. من به چرک‌نويس‌هام نگاه می‌کنم. تو می‌گی ورق بزن. يه باد ِ ملايم می‌آد و من هی ورق می‌زنم. به صفحه‌ی ِ سفيد که می‌رسم، می‌گی حالا بنويس. آب می‌پاشی به خاک ِ زندگی‌م. بوی ِ نم می‌پيچه تو اتاق. قلم رو که برمی‌دارم، می‌گی از جوهر ِ تازه پُرش کن. رنگ ِ اتاق عوض می‌شه. يه کوه می‌کشم. می‌پرسم خورشيد يا بارون؟ تو می‌گی هرچی دلت می‌خواد.

پی‌نوشت: تاريخی که اون بالاست اشتباهه. امروز اول ِ فروردينه. اسم ِ خالق ِ نقاشی هست Erin N. Conley، و اصلش اين‌جاست.

  
ایمان، ساعت ِ ۱۱:٥٩ ‎ق.ظ.، روز ِ یکشنبه ٢٧ فروردین ۱۳۸٥
تگ‌ها:


• خالی‌بندی ِ ملی •

دروغ‌های ِ شاخ‌داری از جنس ِ زير، که به زور می‌خوان ايران رو جزء ِ ۱۰ کشور ِ اول ِ جهان (حالا هر جور که شده) قرار بدن، اين روزها زياد شنيده می‌شن:

اين نمونه‌ايه که تو شرق ِ امروز منتشر شده. اصطلاح ِ «باشگاه ِ هسته‌ای» (Nuclear Club)، به مجموعه‌ی ِ کشورهايی اطلاق می‌شه که «جنگ‌افزار» ِ هسته‌ای دارن، نه «فن‌آوری» ِ هسته‌ای. آقايون هم که مدعی‌اند هرگز دنبال ِ جنگ‌افزار ِ هسته‌ای نيستن. اما اگر هم فرض کنيم که منظورشون کشورهای ِ دارای ِ فن‌آوری ِ چرخه‌ی ِ سوخت ِ هسته‌ای باشه (همون چيزی که احمدی‌نژاد جديداً با شوق و ذوق اعلام کرده)، اون‌وقت ديگه ايران دهُم نيست! کشورهايی مثل ِ کانادا، آلمان، ژاپن، ايتاليا، هلند، و حتا ليتوانی خيلی بالاتر از ايران در اين لسيت قرار می‌گيرن (اطلاعات ِ بيش‌تر در اين مورد). از احمدی‌نژاد يا صدا و سيما انتظاری نمی‌ره، اما روزنامه‌ی ِ «حرفه‌ای» ِ شرق چرا بايد همچين مزخرفاتی رو منتشر کنه؟

  
ایمان، ساعت ِ ٦:٢۳ ‎ب.ظ.، روز ِ جمعه ٢٥ فروردین ۱۳۸٥
تگ‌ها:


• قضاوت نه، فقط مشاهده •

يه يادآوری به خودم و مخاطبانم: نوشته‌های ِ اين وب‌لاگ، بخشی بر اساس ِ تخيلات هستن، بخشی بر اساس ِ واقعيات؛ بعضی در مورد ِ زمان ِ حال، بعضی در مورد ِ گذشته يا آينده؛ برخی به خودم برمی‌گردن، برخی به ديگران.

  
ایمان، ساعت ِ ٧:٤٩ ‎ب.ظ.، روز ِ پنجشنبه ٢٤ فروردین ۱۳۸٥
تگ‌ها:


• برهنه •

نه
در نزن لطفاً.
تو را غيرمنتظره می‌خواهم.

نه چندان بی‌ربط: عبارت ِ زير احتمالاً بخشی از يه شعره. يه جايی خوندمش و نمی‌دونم از کيه.

”چرا صدايم می‌کنی و پيدا نمی‌شوی؟“

  
ایمان، ساعت ِ ۸:٥٥ ‎ب.ظ.، روز ِ چهارشنبه ٢۳ فروردین ۱۳۸٥
تگ‌ها:


• متافيزيک •

بعضی‌ها به سرنوشت (fate) اعتقاد دارن، بعضی‌ها به مشيت ِ الهی (providence)، بعضی‌ها به تصادف (coincidence)، بعضی‌ها به اراده‌ی ِ آزاد (free will)، بعضی‌ها به تقدير ِ حاصل از اعمال ِ انسان (karma). يه عده معتقد به تناسخ ِ ارواح
(reincarnation) هستن، يه عده به رجعت (rebirth)، يه عده به ظهور ِ منجی
(Messiah)، يه عده به روز ِ قيامت (Judgment Day)، يه عده به سطوح ِ مختلف ِ وجود (levels of being). واقعاً گيج‌کننده‌ست. هرکدوم ِ اين‌ها تا چه حد درسته؟ آيا اساساً می‌شه با اطمينان در مورد ِ اين‌جور چيزها حرف زد؟ شخصاً خيلی به اين مسائل فکر کرده‌م. درست دونستن ِ هريک از اين ايده‌ها، بيش‌تر به «اعتقاد» برمی‌گرده تا «تفکر». به نظرم می‌رسه که هرکدوم‌شون بخشی از حقيقت رو بيان می‌کنن. اما بيش از حد فکر کردن به اين مسائل واقعاً بيهوده‌ست. چون ما ابزار ِ درست و حسابی‌ای برای بررسی ِ اين جور چيزها نداريم. اما چيزی که فکر می‌کنم با اطمينان می‌شه گفت، اينه که جهان بيهوده و رهاشده نيست، حساب و کتاب ِ دقيقی داره، و همه‌ی ِ ما بايد مواظب ِ اعمال‌مون باشيم؛ فرصت ِ ما محدوده و بايد از زمان حد ِ اکثر ِ استفاده رو برای انجام ِ کارهايی که به نظرمون خوب می‌آن بکنيم.

  
ایمان، ساعت ِ ۱٢:٠۳ ‎ق.ظ.، روز ِ دوشنبه ٢۱ فروردین ۱۳۸٥
تگ‌ها:


• پس در فکر ِ تو چی‌ست؟ •

مرا تنبيه کردی
با کلامت،
و سکوتت.
در چشمانت نگاه کرده بودم
و تو سر تکان دادی و رفتی.
تو با نگاهت تنبيهم کردی،
برای ِ کدام خطا اما؟

  
ایمان، ساعت ِ ۸:۳٢ ‎ب.ظ.، روز ِ شنبه ۱٩ فروردین ۱۳۸٥
تگ‌ها:


• شناختن توانستن است •

”برای ِ کسی که چيزی می‌طلبد و در پی ِ چيزی‌ست، جهان خاموش نيست. به‌تر آن است که آدمی راه ِ خويش را بسپرد. انسان هرچه را بشناسد می‌تواند به آن دست يابد.“

– فاوست، يوهان ولفگانگ فون گوته، اسدالله مبشری

می‌گن خواستن توانستنه، اما گوته چيز ِ ديگه‌ای می‌گه.

  
ایمان، ساعت ِ ٩:٥٥ ‎ب.ظ.، روز ِ سه‌شنبه ۱٥ فروردین ۱۳۸٥
تگ‌ها:


• وارونگی •

اگه قرار باشه آدم چيزی رو بپوشونه و پنهان کنه، قاعدتاً بايد با زشتی‌ها اين کار رو بکنه. اما من نمی‌دونم چرا تو جامعه‌ی ِ ما و خصوصاً تو تلويزيون ِ ما، بيش‌تر زيبايی‌ها هستند که پوشونده می‌شن و پنهان می‌شن. موهای ِ زيبا بايد پوشونده بشن، احساسات ِ زيبا بايد سانسور بشن، حرف‌های ِ قشنگ بايد تو قلب مدفون بمونن. عجب!

  
ایمان، ساعت ِ ٩:٤٢ ‎ب.ظ.، روز ِ سه‌شنبه ۱٥ فروردین ۱۳۸٥
تگ‌ها:


• Creation •

به نظر ِ شما، خدا انسان رو به صورت ِ خودش خلق کرد، يا انسان خدا رو به صورت ِ خودش خلق کرد؟ (به اين رجوع کنيد.) 

“(26) And God said: ‘Let us make man in our image, after our likeness; and let them have dominion over the fish of the sea, and over the fowl of the air, and over the cattle, and over all the earth, and over every creeping thing that creepeth upon the earth.’ (27) And God created man in His own image, in the image of God created He him; male and female created He them.”
The Book of Genesis, Chapter 1

“In the beginning, there was man. And for a time, it was good. But humanity's so-called civil societies soon fell victim to vanity and corruption. Then man made the machine in his own likeness.”
The Second Renaissance - Part 1, The Animatrix

نه چندان بی‌ربط: عکسی از پرستش‌گاه ِ چُغا زنبيل (دور اونتاش) در مسير ِ بين ِ شوش و شوشتر، متعلق به قرن ِ ۱۳ قبل از ميلاد، سالم‌ترين ِ زيگورات ِ به‌جامانده از دوران‌های ِ دور.

  
ایمان، ساعت ِ ٤:٤۸ ‎ب.ظ.، روز ِ چهارشنبه ٩ فروردین ۱۳۸٥
تگ‌ها: