• از سیاست •

چند تا نکته:

خاتمی: «ان‌شاءالله بعد از من کسانی خواهند آمد که عمل کنند و شما هم عمل آنها را خواهید دید.» (آذر ِ ٨٣) +

١- به نظرم استقبال ِ کم‌سابقه‌ای که تو دانش‌گاه ِ تهران از خاتمی شد به خوبی نشون داد که اکثریت ِ بدنه‌ی ِ قشر دانش‌جو با همه‌ی ِ انتقاداتی که به خاتمی می‌شه کم‌وبیش طرف‌دار ِ مشی ِ خاتمیه. احتمالاً بزرگ‌ترین مسبب ِ این وضعیت دولت ِ احمدی‌نژاده. چون یادمون نرفته چهار سال ِ پیش تو همین دانش‌کده‌ی ِ فنی چه برخوردی با خاتمی شد، و یادمون نرفته چه‌طور خیلی از طرف‌داران ِ سابق ِ خاتمی به احمدی‌نژاد رأی دادن یا اصلاً رأی ندادن. خب به لطف ِ عمل‌کرد ِ درخشان ِ دولت ِ نهم این روند کاملاً برعکس شد و حالا خیلی از تحریمی‌ها و احمدی‌نژادی‌های ِ سابق از کاری که کردن پشیمونن.

خاتمی: «نمی‌توان به مردم قول داد و نتوانست عمل کرد و سپس جریان‌ها و جناح‌ها شروع به حمله کنند. بنده معتقدم باید فردی بیاید که می‌تواند کار بکند، البته من نمی‌گویم نه، دارم بررسی می‌کنم. اگر به سراغ افرادی برویم که هم برنامه دارند و هم تحول‌خواهند و هم حساسیتی که روی ماها وجود دارد، روی آن‌ها نیست، در خدمت بیشتر به مردم بوده‌ایم.» (آذر ِ ٨٧) +

٢- احتمال ِ کاندیداتوری ِ خاتمی برای ِ انتخابات زیاد نیست. فکر می‌کنم خاتمی ترجیح می‌ده کس ِ دیگه‌ای، مثلاً کروبی (یا قالیباف؟)، به قدرت برسه که اهل ِ «چانه‌زنی در بالا» باشه، تا خودش به سازمان‌دهی ِ نیروها برای ِ «فشار از پایین» بپردازه. نتیجه‌ی ِ این تصمیم دوپاره شدن ِ اصلاح‌طلبان به «درون ِ قدرت» و «بیرون ِ قدرت» خواهد بود. در حال ِ حاضر جمع‌بندی ِ خاتمی اینه که بیرون از قدرت ممکنه مؤثرتر باشه، چون انجام ِ اصلاحات در حکومت بدون ِ جلب ِ نظر ِ ره‌بر خیلی فرسایشیه و شاید هزینه‌ش بیش‌تر از فایده‌ش باشه، و بعیده که خاتمی دیگه قادر به جلب ِ نظر ِ ره‌بر باشه.

خاتمی: «معتقدم بعضی جاها فرصت‌ها را از دست دادیم از جمله وقتی برخی کارشکنی‌ها شروع شد و با مصادره‌ ارزش‌های انقلاب، در مقابل اصلاحات و حرکت و خواست مردم ایستادند حتما اگر با قاطعیت بیشتر عمل می‌کردیم امروز وضع و حال‌مان بهتر می‌شد.» (آذر ِ ٨٧) +

خاتمی: «جبهه اصلاحات باید از حالت تدافعی بیرون بیاید و حالت تهاجمی به خود بگیرد.» (شهریور ِ ٨٧) +

٣- اگه علی‌رغم ِ این جمع‌‌بندی، خاتمی تصمیم به کاندیداتوری بگیره، معنی‌ش اینه که امیدواری ِ بیش‌تری به اصلاحات ِ قدرت‌مندتر در حکومت وجود داره، و نیروهای ِ میانه‌رو و اصلاح‌طلب و تحول‌خواه هنوز می‌تونن تحت ِ ره‌بری ِ خاتمی متحد شن و جنبش ِ اجتماعی ِ بزرگی رو سامان‌دهی کنن.

نوری: «تجربه امروز در کشورهای مختلف جهان نشان می‌دهد که اگر سر آرمان‌ها و اصول‌تان بایستید، قدرت هرچه‌قدر هم مطلق باشد عقب می‌رود، اما وقتی شما مرتب از اهداف‌تان عقب‌تر بروید، این طرف مقابل است که جلو می‌آید و فضاها را یکی پس از دیگری می‌گیرد.» (مهر ِ ٨٧) +

۴- برای ِ مایی که در بلندمدت طرف‌دار ِ برقراری ِ دموکراسی و حقوق ِ بشر هستیم، کاندیداتوری ِ عبدالله نوری (و البته رد ِ صلاحیتش به احتمال ِ زیاد) می‌تونه یه حرکت ِ مثبت باشه. نوری می‌تونه آرزویی رو که این نظام تحملش رو نداره و سرکوبش می‌کنه نمایندگی کنه تا خیلی از ماها یادمون نره از این جایی که هستیم به کجا می‌خوایم بریم و خواست ِ نهایی‌مون چیه. نوری می‌تونه نمودار ِ همه‌ی ِ اون چیزهایی باشه که حرف زدن ازشون در این نظام جرمه، و می‌تونه فلشی باشه که راه رو به‌مون نشون بده.

  
ایمان، ساعت ِ ٥:٢۸ ‎ب.ظ.، روز ِ شنبه ۳٠ آذر ۱۳۸٧
تگ‌ها: زندگی، سیاست


• شکیبا •

خدا رو شکر می‌کنم که می‌تونم لذت‌های ساده‌ی ِ زندگی رو ببینم و خوش‌حال باشم. خدایی دارم که منو درمانده رها نمی‌کنه. دوست ِ پری‌سانی دارم که لحظه‌های ِ زندگی‌م رو از عسل شیرین‌تر می‌کنه. می‌تونم به درد و رنج و تلخی لب‌خند بزنم و بگذرم.

  
ایمان، ساعت ِ ٢:٢٤ ‎ق.ظ.، روز ِ جمعه ٢٢ آذر ۱۳۸٧
تگ‌ها: عشق، زندگی، درد، تجسمی


• For Thou Art with Me •

اینو در سریال ِ Lost دیدم. از مزامیر ِ داووده (که احتمالاً همون زبوره که در قرآن بهش اشاره شده). مخصوصاً همون ترجمه‌ی ِ قدیمی ِ King James رو که در سریال اومده می‌ذارم چون خیلی آهنگین و زیباست.

Psalm 23

A Psalm of David.

1 The LORD is my shepherd; I shall not want.
2 He maketh me to lie down in green pastures: he leadeth me beside the still waters.
3 He restoreth my soul: he leadeth me in the paths of righteousness for his name’s sake.
4 Yea, though I walk through the valley of the shadow of death, I will fear no evil: for thou art with me; thy rod and thy staff they comfort me.
5 Thou preparest a table before me in the presence of mine enemies: thou anointest my head with oil; my cup runneth over.
6 Surely goodness and mercy shall follow me all the days of my life: and I will dwell in the house of the LORD for ever.

  
ایمان، ساعت ِ ۱:٠٧ ‎ق.ظ.، روز ِ جمعه ٢٢ آذر ۱۳۸٧
تگ‌ها: شعر، عرفان، سینما


• آن‌چه گذشت •

دلم می‌شکنه و یاد ِ این آیه می‌افتم: «هل جزاء الإحسان إلا الإحسان»؟... و می‌بینم که بله، پاداش ِ نیکی می‌تونه به غیر از نیکی هم باشه: «دریغا، پنداری گناه ِ من همه آن بود که زیر ِ پای ِ تو بودم.» گناه ِ ما راستی بود و فضیلت ِ ما مهربانی.

قلب‌ام را در مِجری ِ کهنه‌ئی
پنهان می‌کنم
در اتاقی که دریچه‌ئی‌ش
                                نیست.
از مه‌تابی
             به کوچه‌ی ِ تاریک
                                    خم می‌شوم
و به جای ِ همه نومیدان
می‌گریم.

آه
من
حرام شده‌ام!



با این همه، ای قلب ِ دربه‌در!
از یاد مبر
           که ما
                  ــ من و تو ــ
عشق را رعایت کرده‌ایم،
از یاد مبر
           که ما
                  ــ من و تو ــ
انسان را
رعایت کرده‌ایم،
خود اگر شاه‌کار ِ خدا بود
یا نبود.

— ققنوس در باران، احمد شاملو

  
ایمان، ساعت ِ ۸:٠٤ ‎ب.ظ.، روز ِ شنبه ۱٦ آذر ۱۳۸٧
تگ‌ها: عشق، شعر، زندگی، درد


• قدرت •

دیالوگ یه پیش‌شرط‌هایی داره. شاید مهم‌ترینش اینه که طرفین نمی‌تونن از موضع ِ قدرت (به معنای ِ کلی) با هم حرف بزنن. اگه کسی بخواد تو دیالوگ به من اعمال ِ قدرت کنه، من تو این دیالوگ شرکت نمی‌کنم. اگه کسی به من بگه «غلط می‌کنی»، این آخرین حرفیه که به من می‌گه. چون کلمات ِ بعدی‌ش رو نمی‌شنوم. می‌تونه منو بزنه. ولی نمی‌تونه منو مجبور به شرکت در یه دیالوگ ِ نابرابر کنه. اگه من از میشل فوکو همین یه ذره رو یاد نگرفته باشم هرچی به عمرم خوندم به درد ِ لای ِ جرز می‌خوره.

  
ایمان، ساعت ِ ۱۱:٤٠ ‎ب.ظ.، روز ِ دوشنبه ۱۱ آذر ۱۳۸٧