• سؤال‌ها •

آدم‌های ِ مختلفی که می‌شناسم، برای ِ هرکدوم‌شون يه چيزهايی ارزش داره: موسيقی ِ سنتی، فيلم ِ ايرانی، مرام و معرفت، سلاح‌های ِ فوق ِ پيش‌رفته، تسليم نشدن در مقابل ِ موانع، مهندسی ِ صنايع، داشتن ِ هم‌صحبت ِ خوب، خوش بودن تو زندگی، درد ِ دل ِ انسان‌ها، ...

ولی ما تو رابطه به اين چيزها اهميت نمی‌ديم. دقت نمی‌کنيم چی می‌تونه کسی رو که دوست داريم سر ِ ذوق بياره. فقط به ارزش‌های ِ زندگی ِ خودمون فکر می‌کنيم... خودخواهی تا ابد.

آدم می‌تونه جمعه صبح که از خواب پا شد، يه کاغذ برداره، اسم ِ همه‌ی ِ کسانی رو که دوست‌شون داره بنويسه. بعد جلوی ِ هرکدوم بنويسه تا حالا چه کاری برای خوش‌حالی‌شون انجام داده.

يه کار ديگه هم بايد کرد. آدم بايد جلوی ِ اسم ِ خودش بنويسه چه کاری برای ِ خوش‌حالی ِ خودش انجام داده. تمام ِ وقت‌اش رو به کارهای ِ بی‌اهميت و تکراری گذرونده، يا اين که کارهايی رو انجام داده که واقعاً دوست داشته؟ اگه نيم ساعت رقص با موسيقی ِ مورد ِ علاقه‌اش براش لذت‌بخشه، آدم بايد از خودش بپرسه به چه حقی اين لذت رو از خودش دريغ کرده، و به کاری پرداخته که خودش می‌دونسته ازش لذتی نمی‌بره. سؤال‌هايی هست که آدم دائم بايد از خودش بپرسه...

  
ایمان، ساعت ِ ۳:٠۳ ‎ق.ظ.، روز ِ دوشنبه ۱٩ بهمن ۱۳۸۳
تگ‌ها: