• اميد •

من هم هرگز نخواستم...

اما نازنين اگه قرار بود همه چيز همون‌جور باشه که ما می‌خوايم، که ديگه اسم ِ اين‌جا «بهشت» بود، نه «دنيا». خيلی چيزها اصلاً اون‌جوری که من می‌خواستم نشد. خيلی از آرزوها بر باد رفت. اما «اميد» هنوز هست. برای ِ همينه که من هنوز نفس می‌کشم. اميد، اميد، اميد...

  
ایمان، ساعت ِ ۱۱:٤٢ ‎ب.ظ.، روز ِ جمعه ۳٠ بهمن ۱۳۸۳
تگ‌ها: