• استيصال •

چه فرقی می‌کنه تو اين خطوط رو می‌خونی يا نه. يا اين که اصلاً حوصله داری هر از چندی يه سر به اين وب‌لاگ بزنی يا نه. چون به کار بردن ِ ضمير ِ مخاطب اصلاً به اين معنا نيست که دارم برای ِ «تو» می‌نويسم.

من هيچی نمی‌دونم. حتا نمی‌دونم چی می‌خوام، تو رو دوست دارم يا نه. بعد از اين‌همه اتفاقات ِ احمقانه که توی ِ زندگی‌م افتاده، اصلاً نمی‌دونم معنای ِ عشق رو می‌فهمم يا نه. برای ِ همينه که هر کاری رو با شک انجام می‌دم. برای ِ همينه که از نگاه ِ تو فرار می‌کنم. می‌ترسم اگه حرف بزنيم بهت دروغ بگم.

اين‌ها رو می‌نويسم چون واقعاً مستأصل شدم، دستم بسته شده، نمی‌تونم تصميم بگيرم.

خداوند کمکم کنه...

بی‌ربط ــ در راستای کشت و کشتارهای اخير:

“With or without religion, you would have good people doing good things and evil people doing evil things. But for good people to do evil things, that takes religion.”
– Steven Weinberg

  
ایمان، ساعت ِ ۸:٤۱ ‎ب.ظ.، روز ِ شنبه ٦ اسفند ۱۳۸٤
تگ‌ها: