• حقيقت ِ محض •

تو تفکر ِ سيستمی (به طور ِ مشخص، ديدگاه‌های soft و postmodern) يه مشکل ِ اساسی که بايد حل شه، مربوط به پيش‌فرض‌های ناظر (subjective pre-assumptions) می‌شه. تلاش ِ زيادی صرف می‌شه تا بتونيم اين پيش‌فرض‌ها رو بشناسيم و يه جورايی خنثاشون کنيم. تا وقتی نتونيم از شر ِ تأثيرات منفی ِ اين پيش‌فرض‌ها خلاص شيم، نمی‌تونيم تحليل ِ کارآمدی از يه سيستم داشته باشيم، يا يه سيستم ِ کارآمد طراحی کنيم. کاری که اکثر ِ مذاهب ـــ يا کلاً مکاتب ِ اعتقادی ـــ انجام می‌دن، اضافه کردن بر حجم ِ پيش‌فرض‌های ِ ماست. و اين دقيقاً همون چيزيه که ما رو به بی‌راهه می‌بره. مذهب ِ واقعی، مذهبيه که ما رو از بند ِ پيش‌فرض‌ها رها کنه. مذهب ِ واقعی، مواجهه‌ی ِ بی‌واسطه با حقيقته. اين چيزيه که من اسمش رو «عشق» می‌ذارم؛ حقيقی‌ترين تجربه.

بی‌ربط: تو جامعه‌ای که حتا زن‌هاش هم ـــ بدون اين که خودشون بدونن ـــ مردسالارن، هشت ِ مارس چه معنايی داره؟

  
ایمان، ساعت ِ ۸:٥٧ ‎ب.ظ.، روز ِ دوشنبه ۱٥ اسفند ۱۳۸٤
تگ‌ها: