• Know Yourself •

يه سوء ِ برداشت ِ رايجی که از سه‌گانه‌ی ِ ماتريکس می‌شه، اينه که تصور می‌شه اين فيلم‌ها قصد دارن به سؤال‌های ِ اساسی ِ انسان پاسخ بدن. به نظر ِ من اصلاً اين‌طور نيست. هدف ِ اصلی ِ اين سه فيلم تلنگر زدن به انسانه. با ديدن ِ دقيق ِ سه‌گانه، ذهن ِ انسان به هم می‌ريزه و پر از سؤالات ِ ريز و درشت می‌شه. پرسش‌هايی از اين جنس زياد تو ماتريکس مطرح می‌شه:

- حقيقت ِ اين جهان چيه؟
- وظيفه‌ی ِ اساسی ِ انسان چيه؟
- تمدن ِ بشری داره به چه سمتی می‌ره؟
- رابطه‌ی ِ ذهن ِ انسان با واقعيت چيه؟
- آيا انسان بر سرنوشت ِ خودش حاکمه؟
- آيا انتخاب به معنای ِ واقعی وجود داره؟
- تمايز ِ انسان با موجودات ِ ديگه چيه؟
- فراتر از چيزی که ما حس می‌کنيم، چه چيزی وجود داره؟
- چه‌طور می‌شه به ماورای ِ اين دنيا دست پيدا کرد؟
- آيا می‌شه آينده رو پيش‌گويی کرد؟
- آيا می‌شه هوش ِ مصنوعی رو يک موجود ِ زنده به حساب آورد؟
- هدف از زندگی چيه؟
- عشق تا چه حدی در زندگی ِ انسان اهميت داره؟

اما افراد ِ مختلفی که اين فيلم‌ها رو ببينن، ممکنه جواب‌های ِ متفاوتی به اين سؤال‌ها بدن، و اين نشون می‌ده که فيلم جواب ِ قطعی‌ای به اين پرسش‌ها نمی‌ده. ماتريکس فقط به ما هشدار می‌ده که «بايد موضعت رو مشخص کنی، نمی‌تونی بی‌خيالی طی کنی.» برای ِ کسايی که من رو می‌شناسن، لازم نيست بگم که به نظر ِ من، اين سه‌گانه برجسته‌ترين اثر ِ تاريخ ِ سينماست.

بی‌ربط: سال ِ نو مبارک!

  
ایمان، ساعت ِ ٥:٥٦ ‎ب.ظ.، روز ِ دوشنبه ٢٩ اسفند ۱۳۸٤
تگ‌ها: