• کيميا •

”گویند روی ِ سرخ ِ تو سعدی چه زرد کرد
اکسیر ِ عشق بر مسم افتاد و زر شدم“

اشاره: گذشتگان اعتقاد داشتن که آتش، پاکی‌ها رو نمی‌سوزونه. دو اسطوره‌ی ِ معروف ِ ابراهيم (در عهد ِ عتيق و قرآن) و سياوش (در شاه‌نامه) که به خاطر ِ پاکی‌شون سالم از آتش عبور می‌کنن، نشون‌دهنده‌ی ِ اين اعتقاد هستن. هم‌چنين کيمياگران معتقد بودن می‌شه با حرارت دادن ِ مس يا ساير ِ فلزات ِ پست در آتش، طلای ِ موجود در اون‌ها رو از ناخالصی جدا کرد.

تمام ِ گذشته‌م رو ريختم تو آتيش. حرارت ِ شعله‌ها، پاکی رو از ناپاکی جدا کرد. اون‌چه که برام مفيد بود موند، و باقی سوخت و دود شد تو هوا. زيبايی‌ها و موندنی‌ها از گرد و خاک پاک شدن و درخشيدن. مطمئناً اين کار بدون ِ تو ممکن نبود. تمام ِ انگيزه‌م تو بودی.

  
ایمان، ساعت ِ ٩:۱۱ ‎ب.ظ.، روز ِ شنبه ٢ اردیبهشت ۱۳۸٥
تگ‌ها: