• وحی •

يه مجموعه‌ی ِ مقالاتی ِ هست از آرتور شوپنهاور که تحت ِ عنوان ِ «دين» از آلمانی به انگليسی ترجمه شده. متن ِ کامل ِ اين مجموعه اين‌جا هست. دو مقاله‌ی ِ دين: يک گفت و شنود و سيستم ِ مسيحی برای ِ من جالب بود. قبلاً حرف‌هايی رو از شوپنهاور تو وب‌لاگ ِ الپر خونده بودم که اين‌جا هم در موردش نوشتم. حالا می‌خوام يه پاراگراف از اين متن رو که تقريباً چکيده‌شه کامل نقل کنم و ترجمه‌ش کنم:

“Whoever seriously thinks that superhuman beings have ever given our race information as to the aim of its existence and that of the world, is still in his childhood. There is no other revelation than the thoughts of the wise, even though these thoughts, liable to error as is the lot of everything human, are often clothed in strange allegories and myths under the name of religion. So far, then, it is a matter of indifference whether a man lives and dies in reliance on his own or another’s thoughts; for it is never more than human thought, human opinion, which he trusts. Still, instead of trusting what their own minds tell them, men have as a rule a weakness for trusting others who pretend to supernatural sources of knowledge. And in view of the enormous intellectual inequality between man and man, it is easy to see that the thoughts of one mind might appear as in some sense a revelation to another.”

”کسی که جداً فکر کند ابرانسان‌هايی در باره‌ی ِ مقصود ِ وجود ِ نژاد ِ بشر يا جهان اطلاعی در اختيار ِ ما گذارده‌اند، هنوز در عالم ِ كودكی به سر می‌برد. وحی چيزی جز انديشه‌های ِ فرزانگان نيست، هرچند اين انديشه‌ها، که همچون هرچيز ِ انسانی ِ ديگر مستعد ِ خطا هستند، غالباً به نام ِ دين در لباس ِ اساطير و تمثيلات ِ غريب پوشيده می‌شوند. پس، از اين لحاظ، فرقی نمی‌کند که انسان با اتکا به انديشه‌های ِ خود زندگی کند و بميرد يا ديگران؛ چرا که آن‌چه بدان اعتماد می‌کند، هرگز چيزی بيش از انديشه‌‌ها و نظرات ِ انسانی نيست. با اين حال، يک نقطه‌ی ِ ضعف ِ عموم ِ انسان‌ها اين است که به جای ِ اعتماد به آن‌چه ذهن ِ خودشان می‌گويد، به ديگرانی اعتماد می‌کنند که مدعی ِ منابع ِ فراطبيعی ِ دانش هستند. و از منظر ِ نابرابری ِ عظيم ِ فکری ميان ِ انسان‌ها، می‌شود به سادگی ديد که انديشه‌های ِ يک ذهن می‌تواند نمودی همچون وحی برای ِ ذهنی ديگر داشته باشد.“

کماکان معتقدم به جای ِ «انديشه» (thought) بايد يه کلمه‌ی ِ کلی‌تر و چندبعدی به کار بره، که تمام ِ تجربه‌های ِ جسمی (physical)، ذهنی (mental)، و روحی ِ
(spiritual) انسان رو در بر بگيره.

  
ایمان، ساعت ِ ٤:۱۸ ‎ب.ظ.، روز ِ شنبه ۱٠ تیر ۱۳۸٥
تگ‌ها: