• بسط ِ معنای ِ حقيقت •

در مورد ِ «حقيقت» (truth) نظريه‌های ِ مختلفی وجود داره. نظريه‌ی ِ تطابق، ساده‌ترين و قديمی‌ترين ِ اين نظريه‌هاست. اين نظريه، حقيقت رو «تطابق ِ ذهنيت با عينيت (subject با object)» می‌دونه. اما کاربرد ِ اين نظريه، قضاوت در مورد ِ حقيقت ِ «گزاره‌ها»ست. حالا اگه بخوايم صحبت از حقيقت ِ يه «پديده» بکنيم ـــ مثلاً يه فيلم، يه نوشته، يه ترانه، يا يه انسان ـــ چه پايه‌ای می‌تونيم برای بحث داشته باشيم؟

چارچوبی که اين‌جا می‌شه تعيين کرد، به نظر ِ من، «تطابق ِ فرم و محتوا»ی ِ اون پديده‌ست. مثلاً فيلمی با فرم ِ فيلم‌نوار (film noir) نمی‌تونه محتوای ِ شادی‌بخش داشته باشه؛ و اگه يه همچين فيلمی ساخته بشه، «غيرحقيقی» به نظر می‌آد. پس ظاهر و باطن ِ يه پديده بايد متناسب باشه، و در غير ِ اين صورت، اون پديده حقيقی نيست. مثلاً آدمی که عملش با طرز ِ فکرش فرق داره، يه آدم ِ غيرحقيقيه. وجود ِ اين آدم «خودمتناقض» و مصنوعيه. به عبارت ِ به‌تر، تفکرات ِ اين آدم «عينيت» نداره.

بی‌ربط ِ ۱: «به نام ِ پدر» رو ببينيد.

بی‌ربط ِ ۲: اين و اين رو در مورد ِ مناقشه‌ی ِ خاور ِ ميانه بخونيد.

بی‌ربط ِ ۳: می‌دونم اين وب‌لاگ خيلی وقته که مزخرف شده و ديگه مثل ِ سابق نيست. ولی خب، بايد چراغش رو روشن نگه دارم.

  
ایمان، ساعت ِ ٥:٥٢ ‎ب.ظ.، روز ِ شنبه ٤ شهریور ۱۳۸٥
تگ‌ها: