• لعنت‌نامه •

بسی حال کردم با این ۴ پُست ِ اخیر ِ کورش علیانی (+، +، +، +)، به خصوص آخری‌ش. از حق نگذریم، این حجاب خنده‌دارترین و بی‌پایه‌ترین حکم ِ شرعه، به خصوص «حجاب ِ برتر» که بیست‌وچند سالیه کشف شده و تبلیغ می‌شه. اصلاً معلوم نیست از کجا اومده این حدی که براش تعیین کردن: «گردی ِ صورت، کف دست، کف ِ پا». تا می‌گی، می‌گن سوره‌ی ِ نور. بابا آخه به قول ِ خودتون تفسیر که نمی‌تونه یه چیز ِ بی‌ربط به متن باشه. چه‌طور از اون متن چنین تفسیری شده، من که نمی‌فهمم. بگذریم... یاد ِ عبارت ِ «تهاجم ِ فرهنگی» افتادم، که اگه اشتباه نکنم اولین بار آیت‌الله خامنه‌ای کشفش کرد. اگه این عبارت معنایی داشته باشه، شاید به‌ترین مصداقش همین طرح ِ (عدم ِ) امنیت ِ اجتماعی باشه. ماشین ِ یارو رو نگه داشتن گفتن مانتوی ِ زنت کوتاهه. می‌بینید؟ زن ِ پنجاه‌وچندساله رو گرفتن چون جوراب پاش نبوده. می‌بینید؟ مادرو همراه ِ بچه‌ی ِ پنج-شش‌ساله‌ش گرفتن. می‌بینید؟ می‌بینید؟ عکس‌هاش هست. ویدیوهاش هم هست. تو وب‌لاگستان فراوونه. این یعنی که پلیس به من و تو می‌گه «گه خوردی با ما تفاوت ِ فرهنگی داری». می‌بینید؟ لعنت به خودتون و دین‌تون و فرهنگ‌تون جمیعاً. یه مشت آدم ِ شاشو که اگه یه باتوم به کمرشون نباشه و حقوق‌بگیر ِ دولت نباشن، به درد ِ لای ِ جرز هم نمی‌خورن، این‌ها شدن فرهنگ‌ساز ِ ما. حالا خودمونیم، این‌ها رقت‌آورترند یا ما که این‌ها به‌مون حاکمند؟

  
ایمان، ساعت ِ ٢:۳٦ ‎ق.ظ.، روز ِ شنبه ۸ اردیبهشت ۱۳۸٦
تگ‌ها: