• You are only coming through in waves •

“There is no pain, you are receding
A distant ship smoke on the horizon”

— Comfortably Numb, The Wall, Pink Floyd

نه چندان بی‌ربط: برای ِ اولین بار در تاریخ ِ وب‌لاگ‌نویسی‌م مجبور شدم چندین کامنت ِ خودم و دو نفر ِ دیگه رو از پای ِ یکی از پست‌هام پاک کنم. می‌دونم کار ِ مزخرفیه، اما برای ِ جلوگیری از باز شدن ِ پای ِ یک سری مسائل ِ خصوصی به این وب‌لاگ، چاره‌ی ِ دیگه‌ای نداشتم. به هر حال از اون دو نفر بابت ِ این موضوع عذرخواهی می‌کنم. و این نکته رو هم برای ِ چندمین بار یادآوری می‌کنم: این وب‌لاگ شرح ِ حال ِ روزانه‌ی ِ من نیست. پست‌های ِ من «نوشته»هایی از من هستند. مثلاً وقتی عضویت در جمع رو زیر ِ سؤال می‌برم، دارم یک ایده رو مطرح می‌کنم ـــ ایده‌ای که البته ممکنه خام باشه. معناش این نیست که من از هر جمعی زده شده‌م و کنج ِ عزلت گزیده‌م و عن‌قریبه که از تنهایی تلف شم. و باز هم می‌گم که قطعاً بین ِ زندگی ِ روزمره‌ی ِ من و نوشته‌هام رابطه هست، اما این رابطه اون‌قدر که بعضی‌ها تصور می‌کنن خطی و مستقیم نیست.

  
ایمان، ساعت ِ ٢:٢٢ ‎ق.ظ.، روز ِ شنبه ۱٠ آذر ۱۳۸٦
تگ‌ها: