• به همین سادگی؟ •

من خیلی سر از فوتبال درنمی‌آرم. اما یادمه علی کریمی یه زمانی به عنوان ِ تکنیکی‌ترین فوتبالیست ِ ایران شناخته می‌شد، و این اواخر هم که کاپیتان ِ تیم ِ ملی بود. تو خبرها خوندم که کریمی چند روز پیش گفته «در ۱۰ سال ِ اخیر هیچ‌گاه فدراسیون را این‌قدر ضعیف و بی‌برنامه ندیده‌ام» و جناب ِ تاج (نائب‌رئیس ِ فدراسیون ِ فوتبال) هم اعلام کرده «کریمی به علت ِ اظهاراتش علیه ِ فدراسیون باید دو سال محروم شود و اکنون تا اطلاع ِ بعدی و تا زمانی که عذرخواهی نکند از حضور در تیم ِ ملی محروم است». علی کریمی هم جواب داده که حاضر نیست انتقاداتش رو پس بگیره.

تا اون‌جایی که من فهمیدم، کریمی آدم ِ آزاده‌ایه و حرف ِ حق رو زده و پای ِ دادن ِ هزینه‌ش هم وایساده. اما چه‌طور می‌شه که حضرت ِ نائب‌رئیس به خودش اجازه می‌ده این‌طور طلب‌کارانه صحبت کنه؟ آیا ایشون ارث ِ پدری‌ش رو از علی کریمی و تیم ِ ملی و من و شما طلب داره؟ اگه این‌جا جایی به جز ایران بود و سنگی رو سنگ بند بود، باز هم فدراسیون جرأت می‌کرد کاپیتان ِ باسابقه‌ی ِ تیم ِ ملی رو به جرم ِ انتقاد از بی‌تدبیری‌های ِ مداومی که همه ازش باخبرند اخراج کنه؟

جناب ِ آقای تاج! من به اندازه‌ی ِ خودم تو تیم ِ ملی سهم دارم، و تو رو که نون ِ این تیم رو می‌خوری اما تیشه به ریشه‌ش می‌زنی نمی‌بخشم. آدم‌هایی مثل ِ تو از نظر ِ من حروم‌لقمه‌اند و باید یقه‌شون رو گرفت و حق ِ ملت رو از حلقوم‌شون کشید بیرون.

واقعاً دلم برای ِ خودمون می‌سوزه. این‌همه نهادهای ِ مدنی ِ جوراجور داریم. جداً خیلی کار ِ سختی بود برگزار کردن ِ یه تحصن جلوی ِ فدراسیون ِ فوتبال در اعتراض به این خیانت؟ اون‌هایی که زورشون به صندلی‌های ِ اتوبوس و ورزش‌گاه می‌رسه، عرضه‌ی ِ یه اعتراض ِ مدنی و غیرسیاسی به بلایی که داره سر ِ تیم ِ ملی می‌آد رو ندارن؟ انصافاً اگه ما کمی، فقط کمی، پای ِ چیزایی که برامون مهمه می‌ایستادیم، این حروم‌لقمه‌ها این‌قدر بی‌پروا و حق‌به‌جانب هر غلطی که دل‌شون می‌خواست می‌کردن؟

پی‌نوشت: گویا این لقمه بزرگ‌تر از دهن ِ آقایون بوده. خوش‌حالم که بدون ِ کوچک‌ترین عذرخواهی‌ای از طرف ِ علی کریمی، فدراسیون مجبور به ماست‌مالی و نهایتاً عقب‌نشینی شد. خودشون محروم می‌کنن، خودشون درخواست ِ بخشش می‌دن، خودشون وساطت می‌کنن، خودشون هم می‌بخشن! چوب ِ حراج به بی‌آبرویی ِ خودشون می‌زنن... فقط ای کاش سیاست‌مدارهای ِ ما هم کمی از علی کریمی درس ِ آزادگی بگیرن.

  
ایمان، ساعت ِ ٤:٠٠ ‎ب.ظ.، روز ِ شنبه ٤ خرداد ۱۳۸٧
تگ‌ها: اجتماع، درد