• درمانده‌گی •

اعصابم به شدت خرد شد از این اتفاق. این‌جا و این‌جا خبر رو می‌تونین بخونین. دیشب یکی از دوست‌هام بهم گفت. اول پیش ِ خودم احساس کردم این هم یه اتفاق ِ بد مثل ِ همه‌ی ِ اتفاقات ِ بدیه که تو این دنیا می‌افته. دیگه عادت کردیم. سنگ شدیم! سنگ شده این اعصاب. این احمدی‌نژاد ِ فلان‌فلان‌شده اعصاب ِ ما رو به فولاد ِ ستینلس تبدیل کرده. امروز فیلمش رو دیدم و خبر رو کامل خوندم. اول گفتم خب چه‌کار می‌شه کرد. تو بلست ِ ٣۶٠م نوشتم و لینک دادم. بعد دیدم نه جواب نمی‌ده. این... آخه چی بگم؟! چه‌طور عصبانیتم رو نشون بدم؟ چه باید کرد با این دیوث‌ها؟ دو هفته‌ست این اتفاق افتاده، هیچ‌کس به مردک نگفته خرت به چند من! هیچ‌کس از هیچ‌کس حتا عذرخواهی هم نکرده. با فحش دادن آدم تخلیه می‌شه؟ این پفیوزها که من هرچی هم فحش بدم سر ِ جاشون هستن! چه‌کار باید بکنم؟

«کریه» اکنون صفتی اَبتَر است
چرا که به تنهایی گویای ِ خون‌تشنه‌گی نیست.
تحمیق و گران‌جانی را افاده نمی‌کند
نه مفت‌خواره‌گی را
نه خودباره‌گی را.

تاریخ
       ادیب نیست
لغت‌نامه‌ها را اما
اصلاح می‌کند.

— مدایح ِ بی‌صله، احمد شاملو

  
ایمان، ساعت ِ ٩:٢٥ ‎ب.ظ.، روز ِ دوشنبه ٢٧ خرداد ۱۳۸٧