• همین‌جوری •

در باره‌ی ِ صدر ِ اعظم ِ پرهیزگار

شنیده‌ام صدر ِ اعظم
دمی به خمره نمی‌زنند
گوشت میل نمی‌فرمایند و
اهل ِ دود و دم هم نیستند
و در آپارتمانی حقیر اقامت دارند.
ولی این را هم شنیده‌ام که
بی‌نوایان هیچی ندارند
وصله‌ی ِ شکم‌شان کنند و
در فلاکت روزگار می‌گذرانند.
چه به‌تر می‌بود آن دولت
که در باره‌اش می‌گفتند:
صدر ِ اعظم، مست و پاتیل در جلسات ِ
هیأت ِ دولت حاضر می‌شود
و در حالی که به دود ِ پیپش خیره است
چند اوباش، قوانین را عوض می‌کنند
اما از مردم، احدی بی‌نوا نیست.

— برشت، برشت ِ شاعر: شعرهای ِ برتولت برشت، ترجمه‌ی ِ علی عبداللهی

  
ایمان، ساعت ِ ٩:۳۳ ‎ب.ظ.، روز ِ شنبه ۱٢ اردیبهشت ۱۳۸۸
تگ‌ها: سیاست، اجتماع، شعر