عشق ِ جنسی

در راستای ِ پست ِ قبلی و کامنت‌هاش: این مرز ِ مشخصی که بعضی‌ها بین ِ عشق و شهوت قائل هستن برای ِ من روشن نیست. چیزی که از نظر ِ یکی عشقه از نظر ِ کس ِ دیگه می‌تونه شهوت باشه. تعریف ِ این‌جور مسائل کاملاً شخصیه و قابل ِ تعمیم به دیگران نیست. عشق و شهوت اون‌قدر درهم‌تنیده‌اند که نمی‌شه به این راحتی‌ها تفکیک‌شون کرد. مثلاً مگه می‌شه، به قول ِ سجاد، بوسه (بوسیدن ِ لب‌ها، نه روبوسی) فقط کاربرد ِ احساسی داشته باشه و کاربرد ِ جنسی نداشته باشه؟!

/ 50 نظر / 6 بازدید
نمایش نظرات قبلی
غزال

و البته ایمان من با محور بودن لذت مرد و نادیده گرفته شدن زن در لذت جنسی موافق نیستم! به نظرم شاید نوع لذت بردن کمی در مردها و زنها متفاوت باشه و دیدگاهی که به این رابطه دارن! گرچه نمیشه حکم کلی هم صادر کرد!

سجاد

چون گفتید نمیشه حکم کلی داد, منم ترجیح میدم نگم آقایون چی رو ترجیح میدن تا دستم رو نشه! [چشمک] شوخی بود! جدی نگیرید... ماها خوب بلدیم غیر کارشناسی بحث کنیم و بعد شکایت کنیم از غیر کارشناسی عمل کردن های دولت مردهامون... بالاخره اونام مثل ما هستن دیگه! [لبخند]

ایمان

به نظر ِ من ربطی نداره. هرکی باید به اندازه‌ی ِ حوزه‌ی ِ مسئولیتش پاسخ‌گو باشه. این حرف مثل ِ اینه که اگه یه پزشک پزشکی بلد نبود، بگیم: «خب مثل ِ ماست دیگه، ما هم بلد نیستیم!»

ایمان

و موضوع ِ انتقاد به اون نوابغ هم اینه که کارشناس‌هایی «وجود دارند» که شایستگی و صلاحیت ِ علمی و عملی دارند، اما کنار گذاشته می‌شن. آخرین نمونه‌ش همین جناب ِ دانش جعفریه. و فکر کنم نمونه‌ی ِ بعدی هم مظاهری خواهد بود.

محمد خوش زبان

نه آقا سجاد، متفاوته! من تا وقتی که در زمینه راه سازی تخصص نداشته باشم، هرگز وزیر راه نمیشم، چون از اینکه حق این همه مردم بر گردنم بیفته، می ترسم. حقی که جواب دادنش خیلی خیلی سخته. ولی این دولت "مرد"(!) هامون انگار معتقدن به صرف ادعای مذهبی بودن، مجازن در مورد همه چیز و همه کس، نظر بدن. خیلی فرق داریم...

سجاد

فکر می کنم سو تفاهم شد! منم وقتی می بینم یکی مثل بذرپاش شده مدیر عامل یه شرکت چند میلیاردی, وقتی امروز تو اخبار دیدم دوست گرامی آقای افراشته شدن مجری طرح کابینه 70 میلیونی و ... اعصابم خورد میشه! ولی به نظرم بهتر ما هم دیگه این بحث عشق جنسی رو ادامه ندیم. چون تمام اطلاعاتمون ناشی از تجربیات بسیار محدود خودمون و دور و بری ها مونه!

ایمان

اولاً که آدم می‌تونه کمی مطالعه کنه تا اطلاعاتش محدود به تجربیات ِ خودش نباشه. اساساً زبان برای ِ همین اختراع شده! ثانیاً همین بحث‌ها کمک می‌کنه که آدم از تجربیات ِ دیگران مطلع بشه. ثالثاً مگه تجربه‌ی ِ شخصی کم چیزیه؟ گاهی یه تجربه‌ی ِ شخصی می‌تونه خیلی ارزنده‌تر از صدها صفحه مطلب باشه.

محمد خوش زبان

با عرض احترام به آقا سجاد، در این مسئله با ایمان موافقم! [چشمک]

سجاد

مشکل سر امکان تعمیم دادن اون تجربه س! همین الان 4 نفر داریم بحث می کنیم... به قول تو ایمان ما 3 نفر (من و محمو و غزال) سر یه چیزایی حرف هم رو فهمیدیم، ولی تو نه! (یادم رفت النازم یه کامنت داشت! [زبان]) نمی دونم... گاهی از بحث کردن خسته می شم! اگه به نتیجه یا نکته ای رسیدید ما رو هم در جریان بگذارید! [لبخند]

ایمان

به هر حال بی‌فایده نیست... لااقل آدم با منطقی که پشت ِ هر نگاه هست آشناتر می‌شه...