اتاق ِ شيشه‌ای

آدم‌های ِ مختلف رفتارهای ِ مختلفی دارن. شاید کم‌تر خصوصیتی بشه پیدا کرد که تو تمام ِ آدم‌ها وجود داشته باشه. اما من در طول بیست سال و اندی زندگی ِ پرفرازونشیب، تونستم یک نقطه‌ی ِ مشترک در همه‌ی ِ کسانی که می‌شناسم پیدا کنم: هروقت کسی قول می‌ده که در مورد ِ فلان موضوع با هیچ‌کس صحبت نخواهد کرد، بدون ِ شک داره دروغ می‌گه! چون اون هم همین قول رو از کس ِ دیگه خواهد گرفت، و اون هم از یکی دیگه و ... هیچ حریمی برای ِ زندگی ِ خصوصی وجود نداره. آدم‌ها یا می‌دونن، یا در آینده‌ای نه چندان دور خواهند دونست. با علم ِ به این اصل ِ اساسی ِ زندگانی، دیگه چه دلیلی برای ِ پنهان‌کاری باقی می‌مونه؟!

/ 10 نظر / 8 بازدید
احمد

آقا به خدا من نبودم، كسي رو اصلاً پيدا نكردم... تو سوئد، دولت هر سال يه كتابي چاپ مي كنه كه درآمد همه ساكنان اين كشور رو نوشته. حتي درآمد هم پنهان نيست. به نظرت آدم ها(غير از بچه ها) چه چيزي براي پنهان كردن در جوامع جديد دارن؟

بی نام ( اميرم-ديدم خيلی کلاس داره بنويسم بی نام!)

نخير ! بعضی ها هم تا آخر عمرشون حرفی که نبايد به کسی بزنند رو نمی زنند ! چی چی واسه خودت فرضيه هاتو تبديل به اصل می کنی !

بی نام

راستی دارم آهنگرو می زنم - نه که من خيلی مبتديم ممکنه چند سالی طول بکشه ! بزک نمير بالاخره می زنمش ! ( چه بزن بزنی شد! )

محمد خوش زبان

قبول ندارم! من اسرار زیادی دارم. که به افراد مطمئنی گفتم، یا چیزهایی که افرادی بهم گفتن، و تا مرگ نخواهم گفت. البته این جمله صحیحه که چیزی که حودت نتونی نگهداری، از بقیه چه انتظاری داری؟ ولی گاهی یه اتفاقی بین دو یا چند نفر می افته، ممکنه قول بدن بینشون بمونه... البته مولوی میگه: "کل سر جاوز الإثنین شاع" حالا موندم چرا شد "اصل اساسی زندگی"!

ايمان

البته يه لحن ِ خفیف ِ طنز در اين نوشته بود که کسی بهش توجه نکرد، يا شايد من نتونستم خوب منتقل کنم...

سارا

احيانا اين پست بعد از صحبت های روز دوشنبه من و تو نوشته نشده؟

ايمان

قطعاً سه‌شنبه بعد از دوشنبه‌ست!

شاهين

خب راهش اينه به کسی نگی

ايمان

من که نمی‌گم. خودشون می‌فهمن!

سجاد

شاید این حرف از من عجیب باشه! ولی گاهی آدما به دلایلی نامعلوم، واقعا چیزی رو که می شنون به کسی نمی گن... مسئله اینه که معلوم نیست کِی و به چه دلیل نمی گن!!!