عزاداری

ملت ِ باغیرت ِ ایران بار ِ دیگر صحنه‌هایی بدیع از شور ِ عاشورایی رو به نمایش گذاشت. طرف تی‌شرت ِ مشکی ِ متالیکا پوشیده بود با هندبند ِ اباعبدالله، در حالی که چشم‌هاش 100x زوم شده بود روی ِ نقطه‌ی ِ نامعلومی از بدن ِ یک دل‌بر ِ دل‌سوخته و عزادار.

نه چندان بی‌ربط: چریک ِ عزیز حرف ِ دل ِ ما رو زد.

/ 7 نظر / 10 بازدید
milad

از اون پست هاي ايماني بودا!!! [چشمک]

سارا

من همین الان به این نتیجه رسیدم که دلم برات تنگ شده

بهار

سلام خندم گرفت اما خنده نداشت ...نه؟!

ایمان

چرا خب... خنده‌داره. طنز ِ سیاهه مثلاً.

محمد علی دشتی

ایمان عزیز سلام! آن هایی که درباره شان به تمسخر زبان گشودی بخشی از ملت ما بودند اما حضور غیرت در وجودشان محل تردید است. شورشان هم عاشورایی نبوده است چون شور عاشورایی متالیکا بر نمی دارد. به نظر من آن هایی که تو گفتی مردمان داخل قوطی مشکی و سیاه بودند که مردی از قوطی زرد به آن ها نگاه کرده است. برای مطالعه بیشتر برو به: http://natooran.blogfa.com/post-20.aspx

محمد علی دشتی

ایمان جان البته مدخل Satire ارجاع داده شده از ویکی پدیا را دیدم و بسیار سپاسگزارم اما به نظر این حقیر جدای از معنای طنز در فرهنگ غرب و دائره المعارف مزبور بد نیست نگاهی هم به گونه شناسی واژه هایی چون: مطایبه هجو هزل و طنز در فرهنگ پارسی هم داشته باشید. مشترکاتی هست اما تمایزهایی هم به چشم می خورد. (رک. برهان قاطع یا لغت نامه دهخدا) که شاید این تمایز ها باعث شود که فرض شما در مورد طنز بودن نوشته تان باز گردد و گونه ای دیگر به خود گیرد. ارادتمند محمد علی دشتی