کدام میرحسین؟

خب بالاخره معلوم شد اونی که خاتمی در موردش گفته بود «هم برنامه دارند و هم تحول‌خواهند و هم حساسیتی که روی ماها وجود دارد، روی آن‌ها نیست» نه کروبیه، نه نوری، نه قالیباف. مهندس میرحسین موسوی، نخست‌وزیر ِ چپ‌گرای ِ هشت سال ِ جنگ، بیست ساله که سالی یه بار هم به ندرت حرف می‌زنه. کسی نمی‌دونه سیاست ِ خارجی ِ ایشون برای ِ به‌بود ِ روابط با آمریکا و اروپا چیه. کسی نمی‌دونه سیاست ِ اقتصادی ِ ایشون برای ِ نجات از وضعیت ِ اسف‌بار ِ فعلی چیه. به مواضع ِ احمدی‌نژاد نزدیک‌تره یا به مواضع ِ خاتمی؟ باید منتظر موند و دید. در قاطعیت ِ میرحسین موسوی در مقابل ِ آیة‌الله خامنه‌ای تردیدی وجود نداره. اما در میزان ِ تمایلش به آرمان‌های ِ اصلاح‌طلبی تردیدهایی وجود داره. نمی‌خوام پیش‌داوری کنم. اما به نظرم بعد از بیست سال سکوت وقتش رسیده که مواضعش رو مشخص کنه.

بی‌ربط: فلسطین آری، حماس نه

/ 7 نظر / 9 بازدید
پانته آ

سلام ایمان. چقدر اینجا عوض شده نه؟

پانته آ

بیشتر منظورم سبک نوشته هات ِ ایمان جان. قبلاً اینجا بیشتر تم ِ ادبی داشت ولی الان یادداشت های آخرت اکثرشون تم ِ سیاسی دارن. در هر دو صورت خوبن و ما هم خوانندشونیم [شوخی]

محتبی

اون عس آخونده چیه اون پشت دسته چپ.ایا کیان.حماس شافعی اند نه ناصبی

ایمان

اون عکس ِ مرحوم ِ حکیمه. این‌ها هم طرف‌دار ِ طیف ِ حکیم هستن. حماس هم شافعی باشن یا ناصبی! به من چه! من به عمل‌کردشون و نتایج ِ عمل‌کردشون کار دارم.

علیرضا

با حرفت صد در صد موافقم و فکر هم نمی کنم که مطلبی بر خلاف اینی که گفتی نوشته باشم. من نگفتم باید با ولایت فقیه در بیفتیم. گفتم این هدف نهایی هست اما همینطور گفتم که اصلا این کار تو اولویت نیست. یعنی اگه اصلاحات رو منظم پیش ببریم شاید مثلا 10 سال دیگه بشه بهش فکر کرد! همونطور که برا محمد هم نوشتم در این که در شرایط فعلی اواویت با مسائل اقتصادیه موافقم اما مسئله اینه که به چند دلیل معتقدم باید به موازات اصلاحات قوی اقتصادی (یا شاید بعد از اینکه این اقدام شروع شد و به یه جایی رسید)، در یک زمینه ی "باز کزدن فضای رسانه ای" حتی اگه شده با حاکمیت گلاویز شیم: 1. اصلاحات اقتصادی زیاد اصطکاکی با حاکمیت پیدا نمی کنه، فقط شاید در مورد یکی از زیرساخت های لازمش که رابطه با آمریکا باشه این اتفاق بیفته که در این زمینه هم نصف راهو خود احمدی نژاد رفته. پس اگه بخوایم بعد از حل شدن این مسئله (رابطه با آمریکا) فقط سر یک چیز چونه بزنیم اون رسانه هاست.

علیرضا

2. هر کاری که اصلاح طلبا هرکاری که بکنن (مثلا همین رابطه با آمریکا که در راستای اهداف اقتصادیه) تا وقتی رسانه ها (مخصوصا تلویزیون) تماما در اختیار حاکمیته (و متاسفانه رو افکار خیلیها هم تاثیر داره) اون کار تخریب می شه و واقعیت ها انعکاس پیدا نمی کنه. صداوسیمای زمان لاریجانی یادون نرفته که چی کار کرد با خاتمی 3. باید به چهار سال بعد هم فکر کرد. اگه مردم ما دوباره به احمدی نژاد رای دادن چی؟ چی می تونه از این انتخابها ناآگاهانه جلوگیری کنه؟ چیزی جز آگاهی؟ کیا به احمدی نژاد رای می دن (غیر از همفکران جریان راست تندرو که تعدشون به 4 میلیون نمی رسه)؟ جز ناآگاه ترین قشر جامعه که حداکثر فقط تلویزیون نگاه می کنن؟ 4. اما مهمترین دلیل: همونطور که مفصل تو پستم توضیح دادم باید فقط جلو پامونو نبینیم و یه برنامه ریزی واسه اصلاح داشته باشیم. برای انجام دادن خیلی از اصلاحات هم اول باید فرهنگ اون بین مردم جا انداخت بعد به فکر عقب روندن حاکمیت بود. چطوری میشه فرهنگ مردم رو اصلاح کرد؟ جز با بردن حرفهای اصلاحی بین مردم؟ این کار چطوری ممکنه؟ جز با باز کردن فضای رسانه ها؟

علیرضا

راستی میرحسین گفته همه تغییر می کنن منم تغییر کردم. امیدوارم تغییراتش به سمت اصلاح طلب باشه