معذور همی‌دار اگر جام شکستیم

”کی بود و چه‌گونه بود
که نسیم
              از خِرام ِ تو می‌گفت؟
از آخرین میلاد ِ کوچک‌ات
چند گاه می‌گذرد؟“

حساب ِ روزها رو داری؟

”اما
هیچ اتفاق ِ خاصی نمی‌افتد
این که مثلاً
تو ناگهان
             در آن سوی ِ میز نشسته باشی“

باور می‌کنی آخرین باری رو که دیدمت یادم نمی‌آد؟

نه چندان بی‌ربط: می‌دونم... شعرهایی که نقل می‌کنم، برای ِ کسانی که من رو می‌شناسن تکراری شده. اما خب، من دوست دارم این شعرها رو، و برای ِ من تکراری نمی‌شن. (اولی از احمد شاملو و دومی از رسول یونان)

/ 5 نظر / 12 بازدید
مهسا

سلام. وبلاگ فوق العاده ای داری. مخصوصا شعرهات. خيلی زيباست. بهت تبريک ميگم. شاد باشی

احمد

نفهميدم، اين مهسا كيه؟ چقدر هم قربون صدقه ات رفته! راست هم مي گه، به من هم سر بزن

يادم رفت بنويسم - از پينک فلويد بود

امير

How I wish, how I wish you were here. We're just two lost souls Swimming in a fish bowl, Year after year, Running over the same old ground. What have we found? The same old fears. Wish you were here.

میلاد

دل داده را تقصیر نیست.....