از تو کجا گریزم؟

ای توبه​ام شکسته، از تو کجا گریزم؟
ای در دلم نشسته، از تو کجا گریزم؟
ای نور ِ هر دو دیده، بی​تو چگونه بینم؟
وی گردنم ببسته، از تو کجا گریزم؟
ای شش جهت ز نورت چون آینه​ست شش‌رو
وی روی ِ تو خجسته، از تو کجا گریزم؟
دل بود از تو جسته جان بود از تو رسته
جان نیز گشت خسته، از تو کجا گریزم؟
گر بندم این بصر را، ور بگسلم نظر را
از دل نه​ای گسسته، از تو کجا گریزم؟

— مولانا

/ 13 نظر / 9 بازدید
نمایش نظرات قبلی
امیر

وبلاگت خیلی قشنگ شده . اینم داستان کوتاه کوتاه کوتاه بود نه فقط داستان کوتاه![نیشخند]

امیر

ببین خیی بی ربطه ولی خوب یاد این افتادم :‌ من تمام ناتمام توام ای ناتمام تمام من کجایی ؟ یکی داره می گریزه یکی داره می پرسه کجایی ! اینم ربطش ! [چشمک] در واقع اینم بی ربطش ! [خنده]

امیر

اه ! لعنتی ! این کامنت دومیه مال پست از تو کجا گریزمه ! خب ؟! لعنتی با خودم بودما !

احمد

خسته نباشید [تایید]

محسن

مولانا رو ولللش... عشق است داریوش [نیشخند]

شاهین

آقا یادته هی من می گفتم این نواره باحاله هی می گفتی نه ؟ [نیشخند]

محسن

آلبوم رومی داریوش رو گوش کن، بقیه شو من نمیگم...

احمد

مي گن موبايلت خاموشه

مرد مصلوب

دنیای من همرنگ چشم توست امروز که هیچ فردای من نیز مال توست بیا از این شب ناخن کشیده در بریم شاید به جایی که همرنگ چشم توست