شرکت یا تحریم، مسأله این نیست

در پی ِ یک بحثی که در فیس‌بوک شد، تصمیم گرفتم یه مطلب ِ مفصل در مورد ِ شرکت در انتخابات بنویسم. دوستی دلایلی مطرح کرد برای تحریم ِ انتخابات که این‌جا می‌تونید بخونید. اول به نکاتی در مورد ِ تقلب اشاره می‌کنم و بعد سعی می‌کنم نتایج ِ شرکت و تحریم رو تحلیل کنم.

خیلی از طرف‌داران ِ تحریم، در استدلال‌هاشون به تقلب در انتخابات اشاره می‌کنن. این استناد چه‌قدر قابل ِ قبوله؟

اولاً، کمی آمار مرور کنیم. در سال ِ ٨۴، احمدی‌نژاد در دور ِ اول ِ انتخابات ۵،٧ میلیون رأی آورد و در دور ِ دوم ١٧،٣ میلیون. اگه در بدبینانه‌ترین حالت بگیم نصف ِ این اختلاف «نه به هاشمی» و نصف ِ دیگه‌ش «آری به احمدی‌نژاد» بوده (که نبوده)، میزان ِ ریزش و رویش ِ آرای ِ احمدی‌نژاد در این چهار سال برابر بوده (که نبوده)، و میزان ِ تقلب هم ٣ میلیون بیش‌تر از دفعه‌ی ِ قبله (که نیست)، سقف ِ رأی ِ احمدی‌نژاد ١۴،۵ میلیون خواهد بود. طبق ِ داده‌های ِ مرکز ِ آمار، ۵١،٣ میلیون نفر حق ِ رأی دارن. پس با شرکت ِ %۶٠ از واجدین ِ شرایط (یعنی همون نسبت ِ سال ِ ٨۴، در مقایسه با %٨٠ در سال ِ ٧۶)، موسوی می‌تونه در دور ِ دوم ١۶،٣ میلیون رأی بیاره. روشنه که من به شدت بدبینانه قضاوت کردم و میزان ِ تقلب رو هم خیلی دست ِ بالا گرفتم. واقعیت اینه که دست ِ دولت برای ِ تقلب اون‌قدرها هم باز نیست. تازه اضافه کنید کمیته‌ی ِ مشترک ِ صیانت از آرا رو که کروبی و موسوی این‌بار خیلی جدی پی‌گیرش هستن.

ثانیاً، آیا ما به صرف ِ این که یک رقابت ناعادلانه باشه، باید ازش کنار بکشیم؟ یه مثال می‌زنم. در به‌ترین دانش‌گاه‌های ِ ایران (چه برسه به بقیه) اکثر ِ دانش‌جوها معتقدن که اساتید ناعادلانه نمره می‌دن. شاید در نمره‌ی ِ اکثر ِ اساتید، پاچه‌خاری و حفظیات و تیپ ِ ظاهری و پروژه‌های ِ کپی/پیست ِ حجیم ِ رنگی تأثیر ِ بیش‌تری داشته باشه در مقایسه با میزان ِ درک ِ دانش‌جو از درس. اما آیا کسی به این خاطر ترک ِ تحصیل می‌کنه؟ نه! چرا؟ چون می‌شینیم هزینه-فایده می‌کنیم، می‌بینیم فایده‌های ِ شرکت در همین سیستم ِ ظالمانه از هزینه‌هاش بیش‌تره. حالا انتخابات هم عین ِ همینه. و تازه بدتر. چون یکی می‌تونه ترک ِ تحصیل کنه و بره تو بازار ِ کار تا از شر ِ استاد خلاص شه، اما هر کجای ِ این مملکت که بخوای بری سایه‌ی ِ دولت ِ کریمه روی ِ سرته. و اگه بگی من رأی نمی‌دم چون دولت متقلبه، اون دولت ِ متقلب سر ِ جاش خواهد موند چون تو رأی نمی‌دی. یعنی یه دور ِ ابدی. من که ندیدم کسی راه‌کار ِ دیگه‌ای برای ِ برکنار کردن ِ این دولت داشته باشه.

بگذریم... از زمان ِ انتخابات ِ شوراها در سال ِ ٨١ تا به حال، دو تا جریان در مورد ِ انتخابات وجود داشته. هدف ِ یک جریان (اصلاح‌طلبان) افزایش ِ مشارکت ِ تحول‌طلبان در انتخابات بوده، و هدف ِ جریان ِ مقابل (تمامیت‌‌خواهان و تحریمی‌ها) کاهش ِ مشارکت ِ تحول‌طلبان در انتخابات بوده ـــ البته استثنائاتی هم هست. واقعیت اینه که در این ٧ سال جریان ِ اول عمدتاً شکست خورده و نتونسته افراد ِ تحول‌خواه رو به اندازه‌ی ِ کافی و به صورت ِ منسجم پای ِ صندوق‌های ِ رأی بکشونه. و جریان ِ دوم عمدتاً پیروز بوده چون تا حدودی تونسته طرف‌داران ِ تغییر رو از شرکت در انتخابات منصرف کنه. مثال ِ روشن ِ این موضوع، حداد عادله که رأیش در انتخابات ِ مجالس ِ ششم و هفتم تقریباً ثابت بود. اما در یکی آخر شد و در یکی اول! خب بد نیست ببینیم این پیروزی چه دست‌آوردی داشته.

گفته شده که فایده‌ی ِ تحریم ِ انتخابات، «از مشروعیت انداختن ِ حاکمیت در مجامع ِ داخلی و بین‌المللی» بوده. اما آیا کاهش ِ مشروعیت ِ دولت موفقیت محسوب می‌شه؟ باید ببینیم این کاهش ِ مشروعیت به نفع ِ مردم بوده یا به ضرر ِ مردم. در چهار سال ِ اخیر که دولت ِ ایران با بحران ِ مشروعیت رو‌به‌رو بوده، تحریم‌های ِ بین‌المللی علیه ِ ایران بسیار شدید شده و با اجماع ِ جهانی‌ای که مقابل ِ ایران شکل گرفته، دولت قدرت ِ چانه‌زنی در عرصه‌ی ِ بین‌المللی رو از دست داده. کافیه به مناسبات ِ ایران با روسیه یا بحرین نگاه کنید تا ببینید که ایران از همیشه حقیرتر و ضعیف‌تر شده. اما آیا دولت ذره‌ای در برابر ِ مردم کوتاه اومده؟ نه، که بیش‌تر از همیشه به حقوق ِ ما تجاوز کرده. حالا در داخل به سبب ِ همین انزوای ِ جهانی، اکثر ِ صنایع دچار ِ مشکلات ِ اساسی شدن. آیا چهار سال ِ دیگه ادامه‌ی ِ همین وضع، در جهت ِ منافع ِ ملیه؟

اگه می‌خوایم از روی ِ احساس عمل کنیم که خب بکنیم. اما اگه قراره تأمل کنیم و عقلانی‌ترین تصمیم رو اتخاذ کنیم، نمی‌شه فقط به نقاط ِ ضعف ِ یه روش و نقاط ِ قوت ِ روش ِ دیگه اشاره کنیم. باید بشینیم و یک حساب ِ هزینه-فایده‌ی ِ جامع برای ِ خودمون بکنیم. این دو سناریو رو در نظر بگیرید:

١- شرکت ِ %۵٠ از مردم در انتخابات: احمدی‌نژاد ١۴،۵ میلیون، موسوی ١١،٢ میلیون. کاهش ِ مشروعیت ِ حکومت. انزوا، تحریم، گشت ِ ارشاد، سانسور، رکود ِ تورمی، بزرگ‌تر شدن ِ دولت، محرومیت از تحصیل، ...

٢- شرکت ِ %٧٠ از مردم در انتخابات: موسوی ٢١،۴ میلیون، احمدی‌نژاد ١۴،۵ میلیون. افزایش ِ مشروعیت ِ حکومت. به‌بود ِ نسبی ِ روابط با غرب، شل شدن ِ تدریجی ِ تحریم‌ها، کاهش ِ سانسور و گشت ِ ارشاد و کمیته‌ی ِ انضباطی، ثبات ِ اقتصادی، کوچک‌تر شدن ِ دولت، ...

و خواهش می‌کنم کسی نگه که رئیس‌جمهور تدارک‌چیه و کاره‌ای نیست و تأثیری نداره. تفاوت ِ بین ِ دولت ِ خاتمی و دولت ِ احمدی‌نژاد در زندگی ِ ما اون‌قدر واضحه که انکارش مثل ِ انکار ِ نور ِ خورشید می‌مونه. من علاقه‌ی ِ خاصی به موسوی ندارم. حتا باید بگم از ادبیاتش خوشم نمی‌آد. اما اینو می‌دونم که متظاهر نیست، دید ِ وسیعی داره، و با روی ِ کار اومدنش حال‌وروز ِ به‌تری خواهیم داشت.

مثل ِ همیشه از هر کسی که این متن رو می‌خونه درخواست می‌کنم که هر کاری ازش ساخته‌ست برای ِ کمک به پیروزی انجام بده، هرچند کوچک. و شخصاً پیش‌بینی می‌کنم که موسوی با کسب ِ ٢٢ میلیون رأی، احمدی‌نژاد و احمدی‌نژادیسم رو به زباله‌دانی ِ تاریخ می‌فرسته و بیش‌ترین رأی رو در تاریخ ِ انتخابات ِ این کشور به نام ِ خودش ثبت می‌کنه. فقط اگه من و تو با هم باشیم و واقعاً اینو بخوایم...

/ 9 نظر / 16 بازدید
گاو مشتی حسن

تو هر دو مورد بحث (تقلب و مشروعیت) یک وضعیت میانه رو در نظر گرفتی. من یها تئوری رو مطرح میکنم. خودم نمیتونم قبولشون کنم. ولی هر کاری کردم از ژس رد کردنشون هم بر نیومدم: تقلب برای عوض کردن برنده انجام میشه. نه اینکه تعداد مشخصی رای به به نفر اضافه بشه. بلکه انقدر اضافه بشه که برنده بشه. اگر لازمه 100 هار تا و اگر لازمه 10 میلیون تا. خیلی از کسایی که تئوری توطئه رو قبول دارند میگن اصلا رای شماری نمیشه. در بهترین حالت مجموع تعداد اراری داده محاسبه مبشه که جمع عدد هایی که میدهند خیلی پرت نباشه. مثلا اگر 15 میلیون شرکت کردند, مجموع ارایی که اعلام میشه 25 میلیون نباشه. ولی در نهایت هر کس که بخواهند برنده میشه. بخصوص که نهاد نظارتی به انتخابات هم دست خودشونه. یه چیزی تو مایه های شاهد روباهه!! اگر میشد مثلا یه نهاد بین المللی بیطرف با اختیارات نامحدود انتخابات رو برگزار کنه یا بهش نظارت کنه ملت با خیال راحت تری رای میدادند. این قضیه کمیته صیانت از آرا هم باز هم خیلیا میگن چژ و راست نداره و اینا همه شون دستشون توی یه کاسه است. البته این خیلی بدبینانه است. ولی خیلی بدبینانه بودن دلیل منطقی برای رد این تئوری نمیشه. تئور

گاو مشتی حسن

اون قضیه مشروعیت هم یک دید ادیده ال گرایانه است. یعنی اگر همه مردم دست به دست هم بدهند و انتخابات رو تحریم کنند, اونوقت ممکنه یه اتفاقایی بیافته. ولی خدایی اگر مردم ما اینکاره بودند کار الان به اینجا نمیکشید. تو انتخابات 84 ثابت شد که مردم هنوز اونقدر متحد نشدند که یه همچین کاری بکنند.

دانشجو

سلام. خیلی عقل گرایانه و با قلمی زیبا استدلال کردین. کاش میشد این حرف رو به گوش همه مردم برسونیم. تا رای بدن.من هم برای انتخابات می نویسم و چون مطالب شما اکثرا در مورد انتخابات نیست به جای لینک همین متن رو کپی میکنم و البته منبع رو هم ذکر می کنم. اگر به وبلاگم سر بزنید و اظهار نظر کنید خوشحال میشم.

آواز آسمان

آلسو ... در كنكور دانشگاه ها هم احتمال و شايبه ي تقلب وجود داره ..... اما آيا كسي در دبيرستان بوده كه به اين خاطر ، درس و كنكور و اميد دانشگاه رو رها كرده باشه ؟؟؟!!!!

آواز آسمان

ايمان مي توني اين مطلبو توي يك جدول جا بدي ؟ كه آدم با يك نگاه (نه با وقت و خوندن درست و حسابي ) سريع الفهم بشه ؟ اگه اين طوري باشه به درد پخش مي خوره

این میرحسین موسوی خامنه ای (فامیل و نخست وزیر زمان رییس جمهوریش ) از هر کابوس استالینیستی بدتر است. لطف کن از یک نفر که سنش برسه و یادش باشه تاریکی آن کابوس را بپرس و بعد براش تبلیغ کن

نسیبه

خیلی خوب تحلیل کردید ممنون Perfect!!!!!!!!!!!!

گریسل

احتمالا رای بدم ولی قطعا رای نمیدم [مغرور] نوشته خوبی بود