انتخابات

دوست دارم اینو عیناً نقل کنم از این‌جا، چون تقریباً حرف ِ منو زده.

در این فضای احساسی و حماسی که برای دعوت آقای خاتمی به شرکت در انتخابات راه افتاده و متأسفانه دامن عقلایی چون ابراهیم یزدی و استاد ملکیان را هم گرفته است، ظاهراً ژرفترین و بنیادیترین پرسشها را در بارهی چرایی و چگونگی آمدن، خود خاتمی مطرح میکند. واقعاً تعجب برانگیز است که در این هیاهو و هورا و کف و سوتی که برای این سید عزیز به پا شده است، حتی یک نفر پیدا نمیشود دو خط بنویسد اگر خاتمی آمد و رئیس جمهور شد، فردای تنفیذ حکم از کجا آغاز خواهد کرد، چگونه خواهد راند و به کجا خواهد رفت.

اگر اکنون در فضای سال ۷۵ بودیم، میشدبه این فضای رمانتیکی که آقایان راه انداختهاند، خوشبین بود و با آنها همراه شد؛ چنان که شدیم و پشیمان هم نیستیم. اما افسوس که حدود یازده دوازده سالی از آن ایام گذشته است و هنوز قوای ادراکی و تحلیلی ما گویا پیشرفت چندانی از خود نشان نمیدهد!

در این میان، این تنها خود خاتمی است که عمیق میبیند، ژرف میاندیشد و از پرسش اصلی فاصله نمیگیرد. تنها اوست که هنوز میپرسد اصلاحطلبی چیست، اصلاحطلب کیست و بهترین مسیر اصلاح کدام است. تنها اوست که فراموش نکرده است انتخابات صرفاْ آمدن و برنده شدن نیست و به بعد از آمدن هم باید اندیشید. به همین دلیل است که تصمیم نهایی خاتمی هرچه باشد، ارزشمند است؛ چراکه این تصمیم از میان کف و سوت و هورا و هیاهو برنخواسته؛ بلکه از خلوت و تمرکز و تأمل و دوراندیشی برآمده است.

صاحب این قلم هنوز به دلایلی که در یادداشتهای گذشته نوشتهام با کاندیداتوری آقای خاتمی مخالف است. اما اگر تصمیم نهایی خاتمی حضور در انتخابات باشد، به همان دلیلی که در بالا ذکر کردم، به تصمیمش احترام گذاشته، بنا بر اعتمادی که به او دارم، به یاریاش خواهم شتافت.

یه نکته‌ی ِ جالبی هم به نظرم می‌رسه که باید بگم. دوستان ِ عزیز در دفتر ِ تحکیم ِ وحدت و سازمان ِ ادوار ِ تحکیم ۴ سال ِ پیش معتقد بودن که نظام اصلاح‌پذیر نیست و از همین موضع طرف‌داران ِ کاندیداتوری ِ مصطفی معین رو مسخره می‌کردند. حالا دقیقاً همین افراد (که البته من خیلی‌هاشون رو شخصاً دوست دارم) به دنبال ِ کاندیداتوری ِ عبدالله نوری هستن. مواضع ِ سیاسی ِ معین و نوری که تفاوت ِ چندانی نداره. هردو اصلاح‌طلب ِ رادیکال هستن. پس فقط دو احتمال وجود داره: یا فعالیت‌های ِ چهارساله‌ی ِ احمدی‌نژاد باعث ِ اصلاح‌پذیری ِ نظام شده (که خب پس به‌تره برن به همین احمدی‌نژاد رأی بدن) یا این که این دولت چشم ِ بعضی‌ها رو به بعضی حقایق باز کرده. حالا اوضاع جالب‌تر می‌شه وقتی که می‌بینیم عبدالله نوری با هوش‌مندی اعلام می‌کنه از کل ِ جریان ِ اصلاح‌طلب فقط باید یک نفر کاندیدا بشه، موضوعی که حتا کروبی هم پذیرفته. خوش‌حالم که می‌بینم نوری و خاتمی و کروبی خیلی مدبرانه‌تر از طرف‌داران و اطرافیان‌شون عمل می‌کنن.

پی‌نوشت: تنها کسی که من دیدم حرف‌های ِ ارزش‌مندی در مورد ِ استراتژی ِ اصلاح‌طلبان زده، علی‌رضا علوی‌تباره که انصافاً از وقتی یادمه تحلیل‌هاش دقیق و واقع‌گرا بوده.

/ 7 نظر / 9 بازدید
محسن

برای دونستن فرق نوری و معین متن دفاعیات نوری در سال 78 رو بخون و مواضعش رو در مورد مسایل مختلف مثل فلسطین، ولایت فقیه، شورای نگهبان و... مقایسه کن با مواضع معین قبل و بعد از تایید صلاحیت توسط خامنه ای در سال 84. عبدالله نوری کسیه که از بدنه سپاه و هاشمی رفسنجانی گرفته تا ناصر زرافشان مارکسیست پشت سرش وایمیسن. این دو تا آدم به هیچ وجه به عنوان کاندیدای ریاست جمهوری با هم دیگه قابل مقایسه نیستند.

ایمان

والله این‌هایی که گفتی همه رو خونده‌م. اما با این حال تفاوت ِ عمده‌ای نمی‌بینم. علت ِ این خوش‌بینی رو هم نمی‌فهمم: "عبدالله نوری کسیه که از بدنه سپاه و هاشمی رفسنجانی گرفته تا ناصر زرافشان مارکسیست پشت سرش وایمیسن." فکر نمی‌کنم هاشمی و کروبی و خاتمی پشت ِ سر ِ کسی بایستن که احتمال ِ ردصلاحیتش این‌قدر بالا باشه. کما این که می‌بینیم این نوریه که گفته اگه خاتمی ایستادگی کنه ازش حمایت می‌کنه.

ایمان

اما در هر صورت، نوری اگه واقعاً بیاد، به خاتمی یا هر کس ِ دیگه ترجیح داره. اما اگه بیاد!

ایمان

کلاً کاندیدا شدن ِ آدم‌ها، فارغ از این که صلاحیت‌شون تأیید بشه یا نشه، و رأی بیارن یا نیارن، حرکت ِ مثبتیه. من دوست دارم حتا از طرف ِ ملی-مذهبی‌ها هم یه نفر کاندیدا بشه. همین که فرصتی فراهم بشه که جامعه حرف‌های ِ متفاوتی بشنوه، یه قدم به پیشه. اما این‌ها یه چیزه، این که در نهایت چه کسی می‌تونه کاندیدای ِ مورد ِ اجماع ِ اصلاح‌طلبان در انتخابات باشه و شانس ِ بالایی برای ِ رئیس‌جمهور شدن داشته باشه چیز ِ دیگه‌ست.

محسن

نوری چیز دیگه و معین چیز دیگه است. این دو تا نه به لحاظ سابقه، نه به لحاظ پرستیژ، تیزهوشی، کاریزما، شجاعت، ثبات قدم، مقبولیت و آگاهی نسبت به کاری که قصد انجامش رو دارند به هیچ عنوان با هم قابل مقایسه نیستند. مفصل در این باب خواهم نوشت ایمان جان

گاو مشتی حسن

قضیه اینه که مردم درمانده شدند. اینکه انقدر به خاتمی رو آوردند علتش اینه که خاتمی رو نقطه مقابل رییس جمهور فعلی میبینند. البته درسته که اما و اگر تو کاندیداتوری خاتمی زیاده، ولی حقش بود که خاتمی این اما و اگر ها رو بیشتر با مردم در میون میزاشت تا مردم بدونند که اگر نمیاد چرا نمیاد. اینجوری که رفته مردم فکر میکنند خاتمی پشتشون رو خالی کرده. شنیدین میگن desprate measures for desprate times؟؟؟؟

حمید

سید محمد خاتمی : حتی با معجزه هم نمی توان به شرایط چهار سال پیش بازگشت ! به هر حال مانع ادامه ی قدرت این جناح شدن به نفع حال و آینده ی ایرانه ! حالا این منع با رای دادن به خاتمی، نوری، کروبی که باشه کار خوبیه ! واقعاً شخصاً به اینکه خاتمی یا هر کس دیگری پس از آمدن و احتمالاً رئیس جمهور شدن، می خواهد چه کند،فکر نمی کنم حتی در بدترین شرایطشان هم از فردی مثل رئیس جمهور فعلی لایق تر هستند! احتمال تخریب بیشتر جریانات حزبی هم کمتر از شرایط کشور مهم است ( به نظر من ) یک نگاه اجمالی و حتی خوشبینانه به اتفاقاتی که در این نزدیک چهار سال تو ایران افتاده، بر ادعای من صحه می ذاره ! مثل یک کابوس می مونه ! آدم باورش نمیشه !