آب بریز پسرم!

یاد ِ این شعر افتادم:

دست‌کش‌هایم تاریک شده‌اند
این جنازه‌ها را
از کجا می‌آورند
از کدام شب؟!

آب بریز پسرم!
بیش‌تر آب بریز
می‌خواهم
سیاهی از تن ِ جهان بشویم.

— روز به خیر محبوب ِ من، رسول یونان

/ 7 نظر / 16 بازدید
نسیم

سلام ایمان جان. امیدوارم همواره سلامت باشی.

شبنمکده

آب از سرم گذشت اما کسي به ياري من دست تر نکرد من تکه تکه هاي وجودم را در جامهاي گرد تا سطح چشمهاي تو پرواز داده ام اما تو چشم بسته تر از پيش تسبيح ساز مردم مرداب گشته اي مرداب گشته اي