ماجرای ِ یک بیرون‌روی

وقتی دارم می‌رم طرف تو تاکسی «پینک فلوید» گذاشته. یادم رفته تو کیفم پول بذارم. اسم ِ تئاتر ِ موزیکال هست «حسن و دیو ِ راه ِ باریک ِ پشت ِ کوه». بدون ِ شک به‌ترین تئاتریه که تا حالا دیدم. خدا زیاد کنه این آقای ِ «افشین هاشمی» رو. دوستان به شدت معتقدند که باید موهامو کوتاه کنم. یه گروه ِ دیگه از دوستان رو می‌بینیم که خیلی تحویل‌مون نمی‌گیرن و خیلی تحویل‌شون نمی‌گیریم. نمی‌دونم چرا. بعضی‌هامون و بعضی‌هاشون حتا به زور دست می‌دن. می‌بوسمش و از این که این چند ساعت رو باهاش بودم خیلی خیلی خوش‌حالم. از فروشنده می‌پرسم «شکلات ِ کادوئی ِ تلخ دارین؟» می‌گه «به جاش کافی‌میکس ببر.» در راه ِ برگشت تاکسی‌ران ِ صدوبیست‌ساله اصرار داره که دارم می‌رم پیش ِ دوست‌دخترم و برای ِ همین آلتم راست شده. وقتی که می‌گم دارم از پیش ِ دوست‌دخترم برمی‌گردم باورش نمی‌شه تا این که با دست لمس می‌کنه و می‌بینه اون چیزی که راست شده پارچه‌ی ِ شلواره نه آلت. بعد می‌خواد یا یکی رو سوار کنه یا خودش شخصاً آلت ِ من رو ببوسه. با مقاومت ِ من بالاخره کوتاه می‌آد و پیاده‌م می‌کنه. به خونه که می‌رسم حدود ِ ۳۰ تا توت‌فرنگی می‌خورم و بعدش این پست رو می‌نویسم.

/ 11 نظر / 11 بازدید
نمایش نظرات قبلی
سجاد

عجب اتفاقاتی در این عالم می افته! [چشمک]

حمید

چه بیرون روی جالبی بوده ! اما سر و ته قضیه را نگفتی ! یارو همین جوری روش باز شد و این حرف ها را زد !؟

رضا

ایمان خان! از شما بعیده!یعنی از مسایل خصوصی وروابط .......نوشتن این همه لذت داشت؟در شان یه دانشجو مثل تو نبود!ناامیدم کردی!!!!! راستی آبروی اسمتو بردی!چشم ودل الناز خانم روشن!

محمدحسين

اِاِ.. ايمان، ايمان!! بده، زشته، اينکارا چيه تو ماشين؟ تو نشستي طرف هرکاري خواست انجام بده؟ [چشمک] از اين به بعد بيشتر مواظب خودت باش. [لبخند]

milad

zeshte chie aghaaaaaaa! dehaaa! Vaghiat e jaameye maast! Dehaa! [نیشخند]

محمدحسین

واقعیت جامعه!!!!!!! ایمانو می‌گی؟!! [نیشخند]

milad

khob inke kodom bakhsh vagheiat e, dige be khanand e bar migarde! Injaa vagheiat mitoon e imaan baashe, mitoon e oon aghahe baashe! va dar morede akhar, mitoone in hess va dialogue bargharaar shode baashe! Up to you! [نیشخند][نیشخند]

سجاد

به نظر می رسه میلاد هم تجربیات مشترکی داشته که این طور از طرح تجربه ایمان دفاع می کنه! [چشمک] خوب میلاد جان بگو!‌ ما همگان محرمیم! [نیشخند]

علی

اینجور مواقع از لحظاتت لذت ببر.